counter create hit

مطالب مرتبط:

موزه رضا عباسی، بعد از تعمیرات بازگشایی شد

موزه رضا عباسی بعد از رفع مشکل فنی و تعمیرات از امروز سهâشنبه مورخ ۲۱ فروردین بازگشایی شد.

جشن تولد ۸۸ سالگی محمدعلی کشاورز برگزار خواهد شد

مراسم هشتاد و هشتمین سالروز تولد محمدعلی کشاورز در پردیس سینمایی «شهرک» برگزار خواهد شد و قرار است سالن شماره ۱ این پردیس به نام این هنرمند پیشکسوت نامگذاری شود. ...

درسهای تفسیر مقام معظم رهبری پس از47سال کتاب شد

کیهان نوشت:انتشارات انقلاب اسلامی کتاب «تفسیر سوره برائت» حضرت آیت الله العظمی خامنه ای را بر مبنای جلسات تفسیری ایشان در سال ۱۳۵۰ منتشر کرد.

آخر هفته به چه نمایشگاهی برویم؟

نگارخانه ها، موزه ها و مراکز فرهنگی هنری تهران با برگزاری نمایشگاه هایی میزبان علاقه مندان هستند.

بهتاشِ پایتخت: حکم پیاز وسط ترشی را داشتم

اگر مخاطب جدی تئاتر باشید او را از سال ها قبل می شناسید و اگر اهل سینما هستید، درخشیدنش را در فیلم هایی مثل «لانتوری» و «کارگر ساده نیازمندیم» دیده اید و اگر نه، او را در چند سریال تلویزیونی دیده اید و امروز بهرام افشاری را بیشتر با نقش آفرینی در یکی از شخصیت های ا ...

سارا رجایی: سوژه عکس های من یک الگوی تمام عیار برای زنان ایرانی است

سارا رجایی: سوژه عکس های من یک الگوی تمام عیار برای زنان ایرانی است

سارا رجایی که در نمایشگاه عکس «نشان زندگی» عکسهایی از زندگی و فعالیتهای اجتماعی دکتر طاهره لباف را به نمایش گذاشته است، وی را الگویی تمام عیار برای زنان ایرانی عنوان کرد. ...

مشکلات مالی ساخت «باران سرب» را منتفی کرد

مهر نوشت: به گفته داریوش غذبانی کارگردان سینما، ساخت فیلم سینمایی «باران سرب» به دلیل مشکلات مالی منتفی شد.

محبوس شدن دو کارگر در بالابر

دو کارگر افغان که در بالابر مغازه گیر کرده بودند، علی رغم تلاش آتش نشان ها به دلیل جراحات وارده فوت کردند.

نکوداشت «رضا برجی» در دومین شب وصل

دومین برنامه «شب وصل» ویژه نکوداشت «رضا برجی» عکاس و مستندساز برگزار می شود.

«الدیار»: پوتین از جنگ استقبال می کند

انتخاب به نقل از الدیار چاپ بیروت نوشت: یک سخنگوی سری در مسکو فاش کرد ولادیمیر پوتین قصد دارد جنگی را با آمریکا در خاورمیانه و دریای مدیترانه شعله ور کند، جنگی که پس از ارسال مقدار زیادی سلاح به سوریه و یونان و برپایی پایگاه دریایی بزرگی در سوریه، آغاز می شود. ...

«روتوش» بهترین فیلم جشنواره بوداپست شد

فیلم کوتاه «روتوش» به کارگردانی کاوه مظاهری جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه بین الملل جشنواره ای در شهر بوداپست مجارستان را دریافت کرد.

رقابت اصغر فرهادی و جعفر پناهی برای نخل طلا

فیلم های حاضر در بخش مسابقه اصلی هفتادویکمین دوره جشنواره فیلم کن، امروز پنجشنبه ۲۳ فروردین معرفی شدند.

فیلم| آوازخوانی محمد معتمدی در مراسم بدرقه «بزرگِ» موسیقی ایران

مراسم تشییع پیکر بزرگ لشگری، پیشکسوت موسیقی ایران با آوازخوانی محمد معتمدی، خواننده آواز اصیل ایرانی انجام شد.

رقابت ۲ فیلمساز ایرانی برای نخل طلا

فیلم های حاضر در بخش مسابقه اصلی هفتادویکمین دوره جشنواره فیلم کن، امروز پنجشنبه ۲۳ فروردین معرفی شدند.

راه های ارتباطی با بانک مرکزی درباره نرخ ارز

بانک مرکزی ایران به منظور پاسخ به سوالات مردم در خصوص یکسان سازی نرخ ارز، راه های ارتباط با این بانک را اعلام کرد.

سازمان دیده بان بهانه ...

رشیدپور بهانه بود ...

به گزارش چیزی. "مهدی منطقه روزنامه" یادداشت "زادگاه روز" نوشت: هیچ! سازمان دیده بان بهانه ای شد... درگیری های تهران ، انتقام بود از وجود هر گونه شرایط و محافل سینما کنفرانس فرد است پس آنچه که ما را. شما در زمان ما از آن شب موبایل "مهمانی خدا" در ماه فوریه ۷۰; همان شب که هروئین است. این موضوع در دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر در سمینار "بررسی سینمای پس از انقلاب" به بیان خود است که مورد سوال است. بعد همان چه نقطه از قلم زد در مورد بحث عجیب و غریب در شب. به شهادت نوشته شده است که با توهین به آنها را هر دو غوغا و شور. SID به تنهایی باقی مانده بود در میان جماعتی که یکی‌شان گریه می‌کرد و دیگری فریاد می‌زد. ما نبودیم البته آن شب ولی طعم غربتش را از لای سیاه و سفید کاغذ چشیدیم و بغض کردیم. حالا بعد از بیست و اندی سال، فریاد حاتمی‌کیا انتقام ما بود از آن شب غربتی در اسفند ۷۰. او فریاد می‌زد و فریادش، فقط از حنجره‌ خودش نبود که طنین‌انداز شده بود. فریاد آوینی هم بود بر سر شبه‌روشنفکران وطنی که می‌خواستند هنر ناب انقلاب را به بهانه‌ حکومتی و ارگانی بودن، تحقیر کنند و هنر بی‌مخاطب خود را قیمتی جلوه دهند. و باز انتقام‌مان را گرفتیم از آن شب لعنتی در جشن خانه‌ سینما. آن چهارشنبه‌شب تابستانی در ۲۲ مرداد ۹۳؛ وقتی «مریلا زارعی» روی سن هشتمین جشن انجمن منتقدان دعوت شد تا جایزه‌ بهترین بازیگر نقش اول زن را از دست «مازیار میری» بابت شاهکار «شیار ۱۴۳» بگیرد اما «میری» قبل از اهدای جایزه در کنایه‌ای آشکار گفت: «می‌دانستم جایزه به چه کسی می‌رسد. این وظیفه را به من محول کردند چون ما قرار است با هم گفت‌وگو و همدیگر را تحمل کنیم». و ما بغض‌مان گرفت که اینها دیگر چه جماعتی‌اند؟ یعنی بابت اینکه طرف نقش «مادر شهید» را بازی کرده، باید هنگام جایزه گرفتن هم متلک بخورد؟ این دیگر چه سینمایی است؟ اینها چه منتقدانی هستند که یک نفر را برگزیده می‌کنند و بعد روی سن، به‌زعم خودشان تصمیم می‌گیرند جایزه‌ خودشان را لجن‌مال کنند؟ یعنی اگر زارعی نقش زنی را بازی کرده بود که شوهرش به او خیانت کرده یا می‌خواهد فرزندش را سقط کند، جایزه حق او است و حالا که مادر شهید را بازی کرده، باید روی سن عقده‌گشایی کنیم؟ مگر مادر شهید، چه ظلمی به سینمای ما، به «مازیار میری» کرده است؟ نکند مادر شهید هم در انحلال خانه‌ سینما دخیل بوده است؟ حالا بعد از بیست و اندی سال، فریاد حاتمی‌کیا انتقام ما بود از آن شب غربتی در مرداد ۹۳. از «مازیار میری‌»ها که سال‌هاست از نظام می‌دوشند و روی دامن همین نظام قی می‌کنند. از تمام تریبون‌هایی که در جایگاه دوستی و تقدیر، خنجر می‌زنند.  و ایضا انتقام‌مان را گرفتیم از بیست‌وششم مرداد ۹۶؛ از آن شب جمعه‌ای که قرار بود «محمدحسین مهدویان» بابت کارگردانی «ماجرای نیمروز» دیپلم افتخار یازدهمین جشن منتقدان و نویسندگان را بگیرد و آن هم از دست چه کسی؟ «جعفر پناهی». و او ناگهان، وقتی اسمش را می‌خوانند، نمی‌پذیرد که برای دادن جایزه‌ «مهدویان» روی سن بیاید و بعد از اینکه کارگردان جوان از سن پایین آمد، بالا می‌رود و تلویحاً با دولتی خواندن «مهدویان»، از فیلم‌های دولتی انتقاد کرده و سعی می‌کند خود را مستقل و غریب نشان دهد و عده‌ای هم برای او کف می‌زنند. و ما بغض‌مان گرفت از اینکه «جعفر پناهی»، کارمند رسمی جشنواره‌های دولتی اروپایی که مقرری دارد هر سال شیرین‌کاری‌هایش را به اسم فیلم برای این جشنواره‌ها ارسال کند و بابت آنها، صندلی خالی رزرو کند و البته همزمان تا همین یکی ـ دو سال پیش، داشت از صداوسیما حقوق دریافت می‌کرد، دارد از دولتی بودن امثال «مهدویان» گله می‌کند. همانی که وقتی هیچکس به عنوان یک دانشجوی هنری بورسیه‌ صداوسیما جدی‌اش نمی‌گرفت، «بادکنک سفید»ش را با پول شبکه‌ ۲ سیما ساخت و دنیا را با آن چرخید و ژست طلبکاری گرفت که من فیلمساز مستقلم! بغض‌مان گرفت و باورمان نشد که نشد که این سناریو و دعوت از ورشکسته‌ای مثل «پناهی» جز برای تحقیر کردن فیلم درخشانی مانند «ماجرای نیمروز» نیست که از بس سینماست، فقط در فرامتن و با توسل به چنین حقه‌های کثیفی می‌توان به جنگ آن رفت. بغض‌مان گرفت که منتقدان این مملکت هم، «پناهی» را که بیشتر به شومن‌ها می‌ماند و بویی از سینما نبرده، سینماگر می‌دانند و حتی برای او در برابر سینماگری مثل «مهدویان» که پلان به پلان فیلم‌هایش سینماست، کف هم می‌زنند. انتقام‌مان را گرفتیم از همه‌ وابسته‌های واداده که ۴۰ سال است حقوق‌شان را از بیت‌المال می‌گیرند و آروغ‌سیری‌شان را در محافل روشنفکری به اسم هنرمند مستقل می‌زنند. از همه‌ آنهایی که وابسته بودن به مملکت خود را فحش می‌دانند و نوچگی و عملگی خارجی‌ها را افتخار. از صداوسیمایی که «جعفر پناهی» تربیت کرده در آن دانشکده‌ خراب‌شده‌اش در همه‌ این سال‌ها. از همان شبکه دویی که سابقا پول فیلم جعفر پناهی را می‌داد و حالا این روزها اجازه می‌دهد منتقدانی با مغزهای کوچک بنگ زده، آنتن را همانقدر امن بدانند برای خودشان که انگار اینجا هم همان جشن محفلی‌ خودشان است و می‌توانند همه‌ امراض روحی‌شان را بر سر فیلم‌های درخشان انقلاب تخلیه کنند! همان فیلم‌هایی که حتی نمی‌توانند خودشان را راضی کنند که به آنها جایزه ندهند! واعجبا از قلوب مملو از مرض! واعجبا از رسانه‌ ملی که بدون مزایده و خصوصی‌سازی به روشنفکران ارث رسید! آقای حاتمی‌کیا! سرباز سرافراز نظام! ما با فریاد شما، حساب‌مان را از سی و چند سال پیش تا امروز با سینما و تلویزیون تسویه کردیم و انتقام‌مان را یکجا گرفتیم. سپاس!